گاهنوشتههای شایان شهند درباره رایانه، وب۲، نرمافزارهای متنباز و روزمرگیها
سلام
حدود ۱۰ روز پیش به سرم زد که یک هفته را به عنوان هفته توییتر (Twitter) برای خودم معرفی کنم (ببینید) و سعی کنم از حساب کاربری توییتری که داشتم بیشتر استفاده کنم. خلاصه اینکه بعد از یک هفته سر حساب شدم، دیدم بله: به توییتر معتاد شدم و سندرم بارگزاری مجدد (بخوانید refresh) توییتر هر ۲ ثانیه یک بار گرفتهام و از همه مهمتر اینکه کلی دوست خوب توییتری پیدا کردم. اگر بخوام حسم را راجع به این دوستان توییتریم بگم اینه که عملا حس میکنم که دارم با این دوستان خوبم زندگی میکنم و روزگار میگذرونم. میدونم به چی گوش میدن، چی میبینن، کی میرن برای ناهار، کجای دنیا هستن، کی میخوابن و …
شاتوت (مریم) یکی از همین دوستان خوب توییتری، لطف کرده و من را به یک بازی وبلاگی دعوت کرده. این اولین بازی وبلاگی منه. اسم بازی هست «آرزوهای محال». اولش فکر میکردم که من آرزوی محالی ندارم چون به نظرم هر آرزویی شدنیه ولی بعد که بهتر فکر کردم دیدم بعضی از آرزوهام خیلی هم شدنی نیستن از جمله:
۱- اگه بهم نمیخندید، من همیشه یکی از آرزوهای محال نهفته در اعماق وجودم این بوده که در حدود سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ به دنیا میآمدم. شاید فقط به این دلیل که میخواستم دوران جوونیم را توی لالهزار قدم بزنم، برم کافههای اونجا قلیون بکشم و برم سینما فیلم سیاه سفید ببینم.
۲- آرزو داشتم شبانهروز بیشتر از ۲۴ ساعت بود. شاید حدود ۳۶ یا ۴۸ ساعت کافی باشه. دلیلش هم اینه که متاسفانه همیشه وقت کم میارم
۳- ای کاش اسپمر (spammer) در دنیا وجود نداشت. هم از نوع الکترونیکی و هم از نوع کاغذیش
۴- کسی میدونه آدمیزاد کی دروغ و ریا و غرور و خودخواهی را یاد گرفت؟ ای کاش هیچ وقت یاد نمیگرفت
به رسم بازیهای وبلاگی من باید چند نفر را به این بازی دعوت کنم. هادی، مریم، حمیدرضا، سونا و ثمر به این بازی دعوت میشوند.
امیدوارم به همهی آرزوهاتون برسید
توی این وبلاگ تصمیم دارم از هر دری صحبت کنم. از مسائلی که توی زندگی روزانه بهشون برخورد میکنم؛ فکرها و نظراتی که به ذهنم میرسه و حتی معرفی آهنگهای زیبایی که میشنوم؛ ولی از اونجایی که من اکثر فعالیتم مربوط به فناوری اطلاعات و رایانههاست، احتمالا مطالب تکنیکی درباره رایانهها، وب2.0 و نرمافزارهای متنباز بیشترین حجم پستهای این وبلاگ را دربرخواهدگرفت.
از اینکه شما را اینجا میبینم خیلی خوشحالم. فراموش نکنید که برای خواندن همیشگی این وبلاگ لینک خوراکپزی مکعب را به خوراکخوریتون اضافه کنید.
ضمناً این وبلاگ تنها بر روی مرورگرهای استاندارد مثل Mozilla Firefox و یا Opera Browser به درستی نشان داده میشود.
یک نفر
April 5th، 2008 در زمان 2:25 am
سلام آقا شایان. وبلاگتون مبارک. البته قبلا هم اومده بودم و خونده بودم مطالبتون رو. این بار گفتم یه سلامی عرض کنم. … شاد باشید
مریم
April 5th، 2008 در زمان 2:42 am
من هم از توییتر و بنیانگذاراش و البته دکتر مزیدی که من رو به توییتر دعوت کرد خیلی خیلی ممنونم که من رو با دوستانی مثل شما آشنا کردن. از این که دعوتم رو جواب دادین خیلی ممنونم. راستی اون آرزوی اول کجاش خنده داره؟! خیلی قشنگه به نظرم. حالا که فکر می کنم منم دوست دارم تو اون زمان باشم!
با بهترین آرزوها
مسی
April 7th، 2008 در زمان 1:04 am
سلام
آرزوهای محالتون رو خوندم
جالب بود
منم همیشه دوست داشتم در زمان داریوش یا کورش زندگی کنم شاید اون موقع با تموم وجود احساس می کردم ایرانیم
موفق باشید