دو روز پیش گوگل بالاخره نسخه آزمایشی گوگل تندرستی (Google Health - ترجمه از خودم) را منتشر کرد. گوگل تندرستی به شما در نگهداری و مدیریت اطلاعات پزشکیتان در یک محل و شناخت موارد موثر در حفظ تندرستیتان کمک میکنه.
برای کار کردن با گوگل تندرستی به اینجا بروید. پس از ایجاد حساب کاربری و قبول کردن شرایط استفاده میتونید با اضافه کردن مشخصات فردی از جمله سن، جنس، گروه خونی، وزن و قد، شروع به تکمیل پرونده پزشکی خود کنید. گوگل تندرستی به شما اجازه میده تا پرونده رنگارنگی از وضعیت سلامتی خود را با اضافه کردن نتایج آزمایشها، داروهایی که استفاده میکنید، آلرژیها، عوارض بیماری و غیره تشکیل بدهید. همچنین این امکان در گوگل تندرستی در نظر گرفته شده که سایر نرمافزارها (مثل نرمافزارهای وب) با اجازهی کاربر بتوانند به پرونده پزشکیاش دسترسی داشته باشند و به پزشک کاربر در تشخیص بیماریش کمک کنند.
گوگل تندرستی به هیچ عنوان یک پزشک نیست، بلکه دانشنامهای پزشکی است که به کاربران در شناخت بیماریشون، فرآیند درمان، عوارض بیماری، عوارض استفاده از دارو و غیره کمک میکنه. گوگل تندرستی به کاربران کمک میکنه تا وضعیت سلامتی خود را منظمتر کنترل و مدیریت کنند. در واقع میشه این طور گفت که گوگل تندرستی سعی داره کلیه پرونده پزشکی بیمار را در یک جا جمعآوری کنه تا پزشکان بتوانند با توجه به تاریخچه پزشکی بیمار، در زمان کمتری تشخیص بهتری را بدهند.
همچنین کاربران گوگل تندرستی، در صورتی که قبلا در یکی از کلینیکها و یا داروخانههایی که سرویس سلامت شخصی (Personal Health Services) ارائه میکنند، پرونده پزشکی داشته باشند، میتوانند این پرونده را با چند کلیک به پرونده پزشکی خود در گوگل تندرستی اضافه کنند.
گوگل تندرستی در حال حاظر فقط به زبان انگلیسی و به صورت رایگان در اختیار کاربران بالاتر از 18 سال قرار دارد.
برای اطلاعات بیشتر و مشاهده اسکرینشاتها اینجا و اینجا را ببینید.
پینوشت: داشتم میرفتم بعد از یک روز پر کار (در حاشیه: که البته اتفاقا جلسهای با حضور مدیر محصولات جغرافیایی گوگل در جنوب شرق آسیا هم یکی از اتفاقات مهم این روز بود) بخوابم که خبر گوگل تندرستی چشمم را گرفت. دیدم این باید خبری باشه که پزشکان وبلاگ نویس قبل از بقیه باید پوشش بدهند! ولی از اونجایی که مطلبی در وبلاگ این دو عزیز ندیدم گفتم بهتره من بحث را شروع کنم و ادامه را به این دوستان واگذار کنم.
سلام.
بالاخره دیشب فرصتی پیش اومد که وردپرس بلاگهام را به روز رسانی کنم و دوباره مکعب را راه بندازم. البته بماند که دلیل بسته بودن وبلاگ چیز دیگری بود: خلاصهاش را بخواهید این بود که پیشنهاد پروژهای برای «تابستان کد گوگل» فرستاده بودم و گوگل هم پاپی شده بود که پروژه به ایرانی جماعت نمیدیم. من هم گفتم از اونجایی که کار گوگل دور از شأن شرکتی مثل گوگل هست، بهتره برای مدت محدودی بهونه دستش ندم! حالا هم که اصلا معاملهمان نشد و قضیه منتفی شد. اما خودمونیمها نه دنیا را داریم و نه آخرت را!
سلام
حدود ۱۰ روز پیش به سرم زد که یک هفته را به عنوان هفته توییتر (Twitter) برای خودم معرفی کنم (ببینید) و سعی کنم از حساب کاربری توییتری که داشتم بیشتر استفاده کنم. خلاصه اینکه بعد از یک هفته سر حساب شدم، دیدم بله: به توییتر معتاد شدم و سندرم بارگزاری مجدد (بخوانید refresh) توییتر هر ۲ ثانیه یک بار گرفتهام و از همه مهمتر اینکه کلی دوست خوب توییتری پیدا کردم. اگر بخوام حسم را راجع به این دوستان توییتریم بگم اینه که عملا حس میکنم که دارم با این دوستان خوبم زندگی میکنم و روزگار میگذرونم. میدونم به چی گوش میدن، چی میبینن، کی میرن برای ناهار، کجای دنیا هستن، کی میخوابن و …
شاتوت (مریم) یکی از همین دوستان خوب توییتری، لطف کرده و من را به یک بازی وبلاگی دعوت کرده. این اولین بازی وبلاگی منه. اسم بازی هست «آرزوهای محال». اولش فکر میکردم که من آرزوی محالی ندارم چون به نظرم هر آرزویی شدنیه ولی بعد که بهتر فکر کردم دیدم بعضی از آرزوهام خیلی هم شدنی نیستن از جمله:
۱- اگه بهم نمیخندید، من همیشه یکی از آرزوهای محال نهفته در اعماق وجودم این بوده که در حدود سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ به دنیا میآمدم. شاید فقط به این دلیل که میخواستم دوران جوونیم را توی لالهزار قدم بزنم، برم کافههای اونجا قلیون بکشم و برم سینما فیلم سیاه سفید ببینم.
۲- آرزو داشتم شبانهروز بیشتر از ۲۴ ساعت بود. شاید حدود ۳۶ یا ۴۸ ساعت کافی باشه. دلیلش هم اینه که متاسفانه همیشه وقت کم میارم
۳- ای کاش اسپمر (spammer) در دنیا وجود نداشت. هم از نوع الکترونیکی و هم از نوع کاغذیش
۴- کسی میدونه آدمیزاد کی دروغ و ریا و غرور و خودخواهی را یاد گرفت؟ ای کاش هیچ وقت یاد نمیگرفت
به رسم بازیهای وبلاگی من باید چند نفر را به این بازی دعوت کنم. هادی، مریم، حمیدرضا، سونا و ثمر به این بازی دعوت میشوند.
امیدوارم به همهی آرزوهاتون برسید
اول یه حرف تکراری : عمر خیلی تند میگذره! هنوز بوی خوش عیدهای کودکیم را حس میکنم. هنوزطعم اون سمنوهای خوشمزه زیر زبونمه، هنوز عید که میشه یه حسی خوبی دارم، مثل اینکه میخوام پر بکشم، حتی اگه تو غربت باشم
دوم: امروز طی یک عملیات متحیرالعقول ۱۰۰ کارت تبریک نوروز برای دست کم ۱۰۰ نفر فرستادم. هرچی فکر کردم دیدم دوست ندارم یک کارت را برای ۱۰۰ نفر توی bcc بفرسم. کارتها را تک تک فرستادم. با خطاب نام شخص. خب این نشون میده که من دست کم ۱۰۰ نفر را میشناسم که حاظرم یک روز عصرم را براشون کنار بذارم و نوروز را بهشون تبریک بگم. خوشحالم از این موضوع.
سوم: با یه نفر یه مدتی بود که زده بودیم به تیپ هم! واسه اون هم کارت تبریک نوروز فرستادم. من، مشکلی که پیش آمده بود را فراموش کردم. اون قضیه مال سالی بود که گذشت. سال به سال این کار را میکنم. میبینم اگه از دست کسی ناراحتم همش را میریزم دور. به جاش خوبیهاش را نگهمیدارم. اینجوری بهتره نه ؟ به این ميگن خونهتکونی دل
چهارم: خیلی به ذهنم فشار آوردم که کسی را از قلم نیندازم، یک سری را هم آدرس ایمیلشون را نداشتم. یک سری را هم با فیسبوک فرستادم. و نهایتا برای همه اونهایی که میخوام کارت را بفرستم ولی یا آدرسشون را ندارم و یا اینکه فرستادم و برگشت خورد، کارت تبریک را میذارم اینجا (لطفا عدم دریافت کارت را حمل بر بی معرفتی بنده نذارید، گفتم که مشکل نقصان اطلاعاته)
امیدوارم سالی سرشار از موفقیت، شادی و نشاط پیش رو داشته باشید.
برای دیدن نسخه بزرگتر روی عکس کلیک کنید.
سلام
اول چند تا سوال! کی دوست نداره وب گردی کنه؟ حالا کی توی وبگردیهاش از دیدن عکس لذت نمیبره؟ من که به شخصه هر وفت میخوام وبگردی کنم (مثلا از روی بالاترین) روی لینکهای عکس بیشتر کلیک میکنم. چون هم به نظرم جالبتر میاد و هم سریعتر. تازه من یک کار دیگه را هم خیلی دوست دارم: عکس پشت صفحه رایانهام را حداقل هفتهای یک بار عوض کنم. معمولا در طول هفته تعدادی عکس جالب جمع میکنم که آخر هفته یکیشون به عنوان عکس هفته انتخاب میشه و برای هفته آینده روی صفحه حکم رانی میکنه. جدای از این قضایا، یه دوربین دیجیتال هم همیشه همراهم هست که هر وفت منظره جالبی میبینم شکارش میکنم و اگر خیلی از عکسی که گرفتم خوشم بیاد میذارمش روی فلیکرم. (که نمونههاش را هم کنار وبلاگ میبینید)
حالا چی شده توی این پست من اینقدر عکس، عکس میکنم؟ در ادامه مطلب بخوانید…
توی این وبلاگ تصمیم دارم از هر دری صحبت کنم. از مسائلی که توی زندگی روزانه بهشون برخورد میکنم؛ فکرها و نظراتی که به ذهنم میرسه و حتی معرفی آهنگهای زیبایی که میشنوم؛ ولی از اونجایی که من اکثر فعالیتم مربوط به فناوری اطلاعات و رایانههاست، احتمالا مطالب تکنیکی درباره رایانهها، وب2.0 و نرمافزارهای متنباز بیشترین حجم پستهای این وبلاگ را دربرخواهدگرفت.
از اینکه شما را اینجا میبینم خیلی خوشحالم. فراموش نکنید که برای خواندن همیشگی این وبلاگ لینک خوراکپزی مکعب را به خوراکخوریتون اضافه کنید.
ضمناً این وبلاگ تنها بر روی مرورگرهای استاندارد مثل Mozilla Firefox و یا Opera Browser به درستی نشان داده میشود.